خاطرات دو پسر کاکل زری


+ برای مامان و بابای کوچولوها

سلام مطالب جالبی بود خواستم مامان و باباها بخونند

امیدوارم خوشتون بیاد.

مامان یلدا

 

اسباب بازی مناسب برای کوچولوهامون

بازی و اسباب بازی برای کودکان بسیار مهم می باشد. به طوری که آنها بیشترین ساعات بیداری خود را به بازی و فعالیت می پردازند. کودکان زمان بازی را بسیار دوست داشته و این زمان را  بر هر چیز دیگری مقدم می دارند. انتخاب اسباب بازی مناسب برای کودکان در هر سنی بسیار حائز اهمیت است. به طوری که بهترین و مناسب ترین اسباب بازی برای کودکان به ویژه در سنین پیش دبستانی، اسباب بازی های آموزشی است. چرا که این گروه از اسباب بازی ها موجب پرورش تفکر، تخیل، سرگرمی، لذت و مهمتر از همه یادگیری در کودک می گردد و او را با مفاهیم و دنیای پیرامون آشنا می سازد. علاوه بر اینها، اسباب بازی باید از ایمنی و کیفیت لازم برخوردار باشد. به اعتقاد انجمن جهانی تعلیم و تربیت دوران کودکی ( ACEI )[1]، اگر اسباب بازی های کودکان به دقت انتخاب شوند، موجب ارتقای کیفیت بازی و رشد کودک می گردند. اسباب بازی های آموزشی، نقش بسزایی در رشد کودکان پیش دبستانی ایفا می نمایند. آنها موجب بالا رفتن هوش، مهارتهای اجتماعی و همچنین رفتارهای احساسی کودکان می گردند. اینگونه اسباب بازی ها طراحی شده اند تا دید وسیع تری در گروه های سنی مختلف ایجاد نمایند.

 هدف از اسباب بازی های آموزشی:

به طور کلی اسباب بازی های آموزشی دو هدف عمده دارند: یکی سرگرمی و دیگری توسعه مهارتهای کودکان. اولین هدف کاملا روشن است. کودکان دوست دارند که بازی کنند. بنابراین تمام اسباب بازیها به انضمام اسباب بازیهای آموزشی، برای کودکان جنبه سرگرمی دارند مگر اینکه کودک، خود تمایلی به بازی کردن نداشته باشد. دومین هدف اسباب بازی های آموزشی توسعه مهارتهای کودکان می باشد. اما این هدف برای همگان کاملا واضح  و روشن نیست. بیشتر والدین فکر می کنند که تنها هدف اسباب بازی ها تفریح و سرگرمی است. آنها نمی دانند که اسباب بازی های آموزشی برای کمک به آموزش بهتر کودکان طراحی شده اند. به همین دلیل است که در انتخاب اسباب بازی، بیشتر اسباب بازی هایی که جنبه لوکس و فانتزی دارند را برای کودکانشان خریداری می نمایند.

 اسباب بازی های مناسب برای کودکان پیش دبستانی

اسباب بازی های علمی و طبیعی:

اسباب بازی های علمی برای این گروه سنی، دنیایی از علم هستند. اینگونه اسباب بازی ها این شانس را به کودک می دهند که دنیای اطراف را کشف کرده و دامنه دانستنی های خود را افزایش دهند. اما متاسفانه والدین هنگام انتخاب اسباب بازی، کمتر به دنبال خرید اینگونه اسباب بازی ها هستند.

 پازل ها و بازی های حل مسئله:

 امروزه پازلها و بازیهای حل مسئله در اشکال و ابعاد مختلف به وفور در بازار یافت می شوند. کیفیت و طراحی آنها نیز روز به روز بهتر و متنوع تر می شود. پازلها با توجه به ماهیتی که دارند قدرت تمرکز، تفکر خلاق و منطقی را در کودکان افزایش داده و کودکان را وادار به تفکر می کنند. کودک با تمرکز بر روی پازل به راحتی قطعه ها را جابجا کرده و آنرا حل می کند. به طوری که در بعضی مواقع موجب حیرت والدین خود می شود. پازلها و بازیهای حل مسئله بهترین نوع اسباب بازی های آموزشی برای کودکان سنین پیش دبستانی هستند. زیرا  آنها چند بعدی و قابل لمس هستند، مدلهای مختلف برای سنین مختلف وجود دارد و کودک می تواند به تنهایی و یا با دوستان خود به بازی بپردازد.

 لگو:

لگوها قطعاتی هستند که کودکان از طریق متصل کردن آنها به یکدیگر، اشکال مختلفی را می سازند. این بازی بسیار مورد توجه و علاقه کودکان می باشد. لگوها به تفکر، ابتکار و خلاقیت کودک کمک بسیاری می نمایند.

 تخته سیاه یا وایت برد:

تخته سیاه یا وایت برد یکی از انعطاف پذیرترین اسباب بازی های گروه سنی پیش دبستانی است که برای رشد خلاقیت کودکان بسیار مفید هستند. کودک از طریق تخته سیاه یا وایت برد، نوشتن و نقاشی کردن را تجربه کرده و نقش افراد مختلف به ویژه معلم را بازی می کند.

 ابزار و آلات موسیقی:

موسیقی نقش بسزایی در رشد فکری و شخصیتی کودک دارد. اگر کودک شما کوچکترین توجهی به موسیقی نشان می دهد، وقت آن است که او را با یک ابزار واقعی موسیقی آشنا کنید. والدین می توانند با در اختیار گذاشتن آلات گوناگون موسیقی همچون پیانو، گیتار و ... در سایز کوچک، دید کودک را در موسیقی گسترش داده و این فرصت را به کودک بدهند که نه تنها عشق و علاقه خود را به موسیقی افزایش دهد بلکه مهارتهای هنری خود را  نیز به معرض نمایش گذاشته و خود را کشف نماید.

 دوچرخه:

داشتن دوچرخه به عنوان اسباب بازی، برای یک کودک پیش دبستانی نهایت آرزوست. والدین باید هنگام خرید دوچرخه دقت کرده و سایزی که مناسب با قد و جثه کودک است را خریداری نمایند و از سلامت و استاندارد بودن دوچرخه اطمینان حاصل نمایند.

 منابع

 

 

انواع بازیهای مناسب برای کوچولوها

بازی عبارت است از هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفدار که به صورت فردی یا گروهی انجام شود و موجب کسب لذت و برآورده شدن نیازهای کودک گردد. کودکان، نقاط قوت و ضعف خود از جمله تمایل به فرمان دادن یا فرمان بردن، تهاجم یا تسلیم، اجتماعی بودن یا منزوی بودن و همچنین احساسات دوستانه یا خصمانه، افسردگی یا شادی، امیال و آرزوهای خود را از طریق بازی نشان می دهند. کودکان به بازیهای متفاوتی می پردازند که هر کدام از بازیها نشان دهنده یکی از احساسات آنها می باشد. کودکان برای بیان رفتارهای پرخاشگرانه خود به بازیهایی می پردازند که در آن بتوانند با حمله و تخریب پدیده های عادی و معنوی راهی برای بروز خشم خود پیدا کنند. همچنین برای بیان آرزوها و امیال خود به رویا و تخیل می پردازند و برای رسیدن به هرآنچه که آرزو دارند خود را با بازیهای تخیلی سرگرم می کنند و سرانجام برای ساخت و پیدا کردن نقش مورد علاقه خود به بازیهای تقلیدی می پردازند. در ادامه انواع بازی کودکان شرح داده می شوند.

 انـــــواع بـــــازی کودکـــــان

بازیهای جسمی:

بازیهای جسمی از قدیمی ترین انواع بازیها هستند. کودک برای خارج ساختن نیرو ( انرژی ) اضافی بدن خود و یا رهایی از خمودگی و خستگی، اوقاتی را به بازیهای جسمی اختصاص می دهد. از مشخصات این بازی، نیاز به محیط مخصوص بازی و توان جسمی کودک در اجرای بازی است. بازیهای جسمی می توانند هم به صورت گروهی و هم به صورت انفرادی و یا ترکیبی از هر دوی آنها انجام گیرند.

 بازیهای تقلیدی:

کودک در هر دوره ای دست به بازیهای تقلیدی می زند. کودک در آغاز به تقلید نقش مطمئن دوستان، والدین، خواهران، برادران و کلا نزدیکان می پردازد و از ایفای نقش آنها، بزرگترین لذت و تجربه را به دست می آورد. در دوران دبستان بیشتر نقش مربیان و معلمان را ایفا می کند و هنگامی که به سن نوجوانی نزدیک می شود، الگوی رفتاری او نیز تغییر می یابد. از این سنین کودک ( نوجوان ) به تقلید رفتار همسالان خود می پردازد. در واقع از این زمان به بعد تقلید نقش از طرف کودک دیگر به عنوان بازی نیست، بلکه آغازی است برای چگونگی هم خوانی با گروههای اجتماعی و ایفای نقش واقعی زندگی.

 بازیهای نمایشی:

مهمترین بازی که در آن احساسات، نیازها و عواطف کودکان می تواند بروز و ظهور کند، بازی نمایشی است. بازی نمایشی می تواند کمک کند تا کودک از خود مرکزی بیرون آید و متوجه بیرون خود شود و همچنین به کودک فرصت می دهد تا شخصیت درونی خود را آشکار کند. اگرچه بازیهای تقلیدی و نمایشی با هم مشترکند و در حقیقت بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است؛ اما نکته ظریف این جاست که در بازی تقلیدی، کودک سعی به تقلید نقش دارد، در حالیکه بلازی نمایشی کودک غلاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را نیز بیان می دارد.

 بازیهای نمادین:

بازیهای نمادین نقطه اوج بازی های کودکانه است که از حدود یک و نیم یا دو سالگی آغاز می شود و در پنج و شش سالگی به کمال خود می رسد، و تا هشت و نه سالگی نیز ادامه می یابد. در واقع، بازی نمادین زمانی آغاز می شود که کودک به تدریج زبان می گشاید و توانایی کاربرد علائم و نمادهای زبان را دارد. بازی های نمادین، با بازی های تقلیدی و نمایشی تفاوت دارد. در بازی های تقلیدی و نمایشی، کودک با استفاده از وسایل موجود به برون فکنی یا درون فکنی امیال و خواسته های خود می پردازد و از این طریق، به لذتی درونی و برونی دست می یابد و خود را از قید تنش ها رها می سازد. دربازی های تقلیدی و نمایشی، کودک سعی دارد به اشیا و وسایل واقعی موجود در محیط خود دست پیدا کرده و با آن وسایل بازی کند اما در بسیاری از اوقات، محدودیت ها مانع دستیابی کودک به ابزار و وسایلی است که در بازی به آن نیاز دارد. در این مرحله است که کودک، برای حل مشکل خود، به بازی های نمادین روی می آورد و عناصری تازه وارد بازی کودکان می شوند. واقعیت ها تغییر شکل می یابند. اشیایی که وجود ندارند به وسیله اشیای دیگر به نمایش در می آیند.

 بازیهای تخیلی:

بازیهای تخیلی ریشه در خلاقیت کودک دارند. تخیل کودک به مرور و همگام با رشد ذهنی او از مرحله بازیها خارج شده و به صحنه داستانها و گفتارهای کودک کشانده می شود.نظریه پردازان معتقدند  رشد تخیل کودک در هنگام کودکی و از طریق بازی می تواند باعث گردد تا در زندگی بزرگسالی این کودکان تبدیل به هنرمندان، نویسندگان، نقاشان، مخترعین و کاشفانی بزرگ گردند.

 بازیهای آموزشی:

بازیهای آموزشی، برای تقویت و رشد قوای حسی و ذهنی کودک می باشد. آنچه در بازیهای آموزشی مورد نظر است، چگونگی استفاده از بازی در رشد قوای حسی حرکتی و به فعالیت واداشتن کودک از طریق تمرین با وسایل بازی است. از جمله بازیهای آموزشی می توان از بازیهای دستی مثل پازل نام برد. نظارت مربیان و والدین در بازیهای آموزشی بسیار بااهمیت و حساس است؛ اما میزان این نظارت باید تا حدی محدود باشد. با این که هدف از انجام بازیهای آموزشی، بیشتر آموزش است تا بازی، اما جنبه بازی گونه بودن آن بایدحفظ شود. باید سعی شود کنترل اصلی در اختیار کودک بوده و جهت و مسیر آن را خود کودک تعیین کند، تنها هنر مربی یا والدین، هدایت جهت و مسیر بازی به صورت غیرمستقیم و غیرتحمیلی به سوی آموزش است.

 منبع:

 

آموزش امور جنسی در کودکان

غریزه جنسی یکی از غرایز مهم انسان است و تلاش در جهت ارضای درست و مناسب آن نه تنها مذموم نیست، بلکه بسیار نیکو و پسندیده می باشد. غریزه جنسی که از لحظه تولد در نهاد فرد وجود دارد هیچگاه نباید خاموش شود، بلکه باید از طریق آموزش صحیح تحت کنترل قرار گیرد. کنجکاوی و پرسشهای کودکان در زمینه مسائل جنسی، امری کاملا عادی و طبیعی است. کودکان برای این که زندگی شاد و سالمی داشته باشند باید در زمینه مسائل جنسی اطلاعاتی صحیح و متناسب با سن و درک خود کسب کنند و در این زمینه هیچکس بهتر از والدین نمی تواند اطلاعاتی درست در زمینه فوق را در اختیار کودک و نوجوان قرار دهد.

کوتاهی والدین در پاسخگویی به سئوالات جنسی فرزندان باعث می شود تا آنها از طریق منابع مختلفی همچون: دوستان، کتب، مجلات، اینترنت و ... به اطلاعاتی نادرست و گمراه کننده دست پیدا کنند که این اطلاعات می توانند منجر به ناراحتی ها و اختلالات گوناگونی در کودک و نوجوان گردند. اما اگر والدین به موقع و در زمان مناسب، اطلاعات درست در زمینه مسائل جنسی به کودک ارائه دهند، از بروز بسیاری از جرائم، انحرافات جنسی، خاطرات تلخ، تجربه نادرست و ... تا حد زیادی پیشگیری می کنند و میل کودک و نوجوان را به تجربه نادرست امور جنسی کاهش می دهند.

متاسفانه بسیاری از والدین به دلایل متعددی از جمله: نداشتن آگاهی، احساس شرم و ناراحتی، نگرش منفی به امور جنسی، قبیح دانستن بیان مسائل مربوط به امور جنسی، هراس از پیامدهای منفی این اطلاعات، انداختن بار این مسئولیت بر دوش مدرسه، داشتن باورهای غلط همچون: کودک خودش روزی بزرگ می شود و به این مسائل پی می برد ( یواش یواش چشم و گوشش باز می شود ) و یا این که اگر پدر و مادر درباره مسائل جنسی با کودک خود حرف بزنند، حرمت بین آنها شکسته می شود و ... نه می خواهند و نه می توانند در مورد مسائل جنسی با کودک و نوجوان خود به گفتگو بپردازند.

همیشه در زندگی، اولین ها ( اتفاقات، خاطرات، تجارب، تماسها و ... ) چه خوب و چه بد، تاثیری عمیق و ماندگار در ذهن افراد برجای می گذارند. مثلا: اگر کودک یا نوجوان در بیرون از منزل به وسیله منابع مختلفی که ذکر گردید به طور نامناسبی با مسائل جنسی آشنا شود، کار و تلاش والدین در زمینه آموزش جنسی دو برابر خواهد شد. زیرا در وهله اول باید افکار نامناسب و آموخته های نادرست فرد در زمینه امور جنسی تغییر یابد و سپس آموزش مناسب و صحیح آغاز شود. هر کدام از شما والدین اندکی بیاندیشید و به خاطر آورید که اولین بار چگونه، چه موقع، و به وسیله چه کسی اطلاعاتی در زمینه امور جنسی در دسترس شما قرار گرفت. آیا به خود نمی گوئید « ای کاش والدینم اولین کسانی بودند که مرا از این امور آگاه می ساخنتد؟ ». اگر واقعا فرزندتان را دوست دارید و علاقه مندید تا شاد و سالم کند، باید اولین فردی باشید که به دور از هرگونه احساس شرم و هراس، درباره امور جنسی با او صحبت می کنید و به کنجکاویهای او در حد امکان پاسخ می دهید.

والدین باید بدانند که برای آغاز آموزش جنسی، سن مشخص و ثابتی وجود ندارد و صبر کردن تا زمانی که کودک به مدرسه رود و در آنجا اطلاعاتی در زمینه امور جنسی کسب کند به هیچوجه جایز نیست. کودکان از طریق پرسش ها و کنجکاویهای خود، موعد مقرر را اعلام می دارند و والدین باید آموزش را شروع کنند. بهترین زمان برای پاسخگویی به پرسشهای کودکان درباره امور جنسی، اولین باری است که کودک پرسشی را مطرح می کند. کودکان تا سن شروع مدرسه، در زمینه های گوناگون از جمله امور جنسی، اطلاعاتی از محیط، اطرافیان و دوستان خود به دست می آورند. بهتر است که این اظلاعات و آگاهیهای اولیه درباره امور جنسی از طریق والدین در اختیار کودک قرار داده شود.

اگر کودک یا نوجوان پرسشی درباره امور جنسی مطرح می کند، باید تا جایی که امکان دارد به پرسش او در حد خواسته شده پاسخ گفته شود. پاسخ باید بدون احساس شرم، ناراحتی، گناه، ساده در حد سن و درک کودک یا نوجوان و در عین حال خلاصه و صادقانه ارائه گردد. زیرا آنها دوست دارند واقعیت را بشنوند. پاسخها همچنین باید در حد پرسشهای کودک و نوجوان باشد و فراتر از پرسشها پاسخی داده نشود. زیرا موجب خستگی و سردرگمی کودک و نوجوان خواهد گردید. والدین از همان ابتدا باید سعی کنند هنگام بحث درباره اعضای مختلف بدن از لغات صحیح و علمی آنها استفاده کنند و از کاربرد لغات بی معنی و کنایات جدا اجتناب ورزند.

 کودکان دوره پیش دبستانی:

کنجکاوی در زمینه مسائل جنسی در سنین پیش دبستانی ( 3 – 5 سالگی ) امری کاملا عادی و طبیعی است. پرسشهای کودک ناشی از کنجکاوی اوست و منظورش کسب آگاهی به امور صرف جنسی نیست. از این رو، والدین باید به همان صورتی که به پرسشهای غیر جنسی کودک بادقت و صحیح پاسخ می دهند، به پرسشهای جنسی او نیز دقیق و صحیح جواب دهند تا کنجکاوی کودک به طریق درستی ارضاء گردد. کودکان در دوره پیش دبستانی نسبت به خصوصیات جسمانی خود و پی بردن به تفاوتهای جنسی بین دختر و پسر کنجکاوند و به هنگام استحمام، توالت و یا تعویض لباس به بدن خود و اطرافیان نگاه می کنند. والدین نباید در برابر کودک لخت ظاهر شوند و یا در مقابل او نزدیکی جنسی کنند. چنانچه به هنگام تعویض لباس زیر، کودک برجسب تصادف وارد اطاق شود، والدین نباید بر سر کودک فریاد بکشند، بلکه بهتر است فورا لباس خود را بپوشند.

 سئوالات کودکان درباره اینکه بچه از کجا و چگونه به وجود می آید؟

اگر کودکی در سنین سه تا پنج سالگی بپرسد « بچه از کجا می آید؟ »، بهتر است به او گفته شود « از شکم مادر ». اگر والدین انتظار کودکی را دارند باید فرزند خود را به موقع از این موضوع آگاه سازند و حتی به او اجازه دهند تا حرکت نوزاد را در شکم مادر لمس کند. کودک ممکن است از مادر بپرسد « بچه چگونه از شکم مادر بیرون می آید؟، مادر در جواب خواهد گفت « زمانی که بچه در داخل رحم به اندازه کافی بزرگ می شود و قادر است در خارج از شکم مادر زندگی کند آنوقت مادر به بیمارستان می رود تا به کمک پزشک بچه از شکم مادر بیرون آورده شود ». اگر کودک بپرسد « بچه از کجا بیرون می آید؟ »، مادر بهتر است بگوید « بین پاهای مادر محفظه ای وجود دارد که بچه به کمک پزشک از آنجا بیرون می آید». چنانچه کودک سئوال کند « رحم مادر چه اندازه است؟ »، مادر می تواند بگوید « بادکنک را که دیده ای، اگر در آن بدمیم بزرگ می شود و اگر بادش را خالی کنیم کوچک می شود. رحم مادر نیز همچون بادکنک زمانی که بچه در درون آن قرار دارد بزرگ می شود و پس از خروج بچه مجددا کوچک می گردد». اگر کودک در ادامه سئوالاتش بپرسد « مادر بگذار راه خروج بچه را ببینم »، مادر در جوابش بهتر است بگوید « نه، این عضو جزئی از بدن من است و به کسی نشان داده نمی شود ».

سئوال دیگری که معمولا کودک پیش دبستانی از والدین می پرسد این است که « بچه چگونه به وجود می آید؟ »، والدین در پاسخگویی به این سئوال باید قدرت درک کودک را در نظر گیرند و جوابی ارائه دهند که به خوبی برای کودک قابل فهم باشد. در غیر اینصورت، جواب به جای آنکه آموزنده باشد گمراه کننده خواهد بود. مثلا بچه های خردسال بهتر است از طریق بازی و داستانها متوجه شوند که موجود پرنده چگونه به وجود می آید. برای کودکان در سنین بالاتر می توان ازدواج پرمحبت و زندگی مشترک پدر و مادر و سپس تشکیل جنین را به طوری که قابل درک باشد توضیح داد. اگر جوابهایی ارائه شده با واقعیت و میزان درک و فهم کودک هماهنگ باشد، حس کنجکاوی او را ارضاء خواهد کرد.

 کودکان دوره دبستان:

کودکان در سنین دبستان نیز به کنجکاویهای خود درباره امور جنسی ادامه می دهند. کودکان در این دوره نیز همچون دوره پیش دبستانی با دوستان خود درباره امور جنسی صحبت می کنند. از اینرو، والدین و معلمان باید مهارتها و آگاهی های کودک را به حدی افزایش دهند که بتواند درباره رد یا قبول مطالب شنیده شده بدرستی قضاوت کرده و تصمیم مناسب بگیرد. در این دوره کنجکاویها به زندگی زناشویی، اعضای جنسی و ارتباط با جنس مخالف معطوف می شود. والدین و معلمان با بحث های دوستانه و نظارت و کنترل دقیق در رفتارها و رفت و آمدهای کودک، باید شیوه های صحیح برخورد با امور جنسی را به کودک آموزش دهند. کودکان همچنین در پایان دوره دبستان، باید توسط افراد آگاه و مطلع با تغییرات جسمانی و روانی دوره بلوغ آشنا شوند تا به هنگام وقوع آن دچار دلهره و نگرانی نگردند.

 

خلاقیت در کودکان

خلاقيت قابليتي است كه در همگان وجود دارد اما نيازمند پرورش و تقويت مي‌باشد تا به سر حدشكوفايي برسد. فرد خلاق كسي است كه از ذهني جستجوگر و آفريننده برخوردار باشد. خلاقيت عبارت است از « توانايي ديدن چيزها به شيوه هاي جدي، شكستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فكر كردن به شيوه اي متفاوت، ابداع چيزهای جديد، استفاده از چيز هاي نا مربوط و تبديل آن به شكل هاي جديد.» می توان نتیجه گرفت که خلاقیت برآیند فرآیندهای ذهنی و شخصیتی فرد بوده و به تولیدات و آثاری منجر می شود که نو و بدیع بوده، خاصیتی متکامل داشته و با واقعیتها، منطبق بوده و در غایت به سود جامعه بشری هستند.

 

خانواده يكي از عوامل بسیار مهم در رشد و پرورش خلاقيت کودکان محسوب مي گردد که نقش مهمي در شكوفايي خلاقيت هاي  كودكان  دارد. از آنجا كه كودك حساسترين مراحل رشد خلاقيت را در محيط خانه سپري مي‌كند، محيط مناسب خانوادگي، شيوه و نگرش‌هاي صحيح فرزندپروري در رشد و شكوفايي خلاقيت سهم مهمي ايفا مي‌كند. « كليگان » ( 1971 ) معتقد است براي ظهور خلاقيت راههاي زيادي در شيوه‌هاي فرزندپروري وجود دارد كه مي‌تواند باعث ظهور يا محو خلاقيت شود. نحوه تربيت و استفاده از شيوه‌هاي دموكراتيك يا مستبدانه، اعمال نحوه انضباط و شيوه ابراز محبت هر كدام به نوعي در پرورش يا سركوب خلاقيت کودکان مؤثر است. اساساً پرورش عنصر انگیزشی خلاقیت باید در بستر خانواده صورت گیرد، زیرا مستعدترین محیط برای شکل دهی آن محیط کلامی و نظام تربیتی و رفتاری خانواده است. کودک و نوجوان اوقات زیادی را در خانواده سپری می­کنند، بنابراین این طبیعی است که بیشترین تاثیر را نیز از آن بپذیرند. بیان این نکته از آن روست که بگوییم هر چند می توان در محیطی غیر از خانواده (آموزشگاه یا جایی دیگر) به تقویت عناصر انگیزشی خلاقیت مبادرت ورزید، اما تاثیر این عوامل به اندازه و اهمیت عامل نخستین نیست. پس بهتر است که هدایت­ها و روش­های اتخاذ شده محیط دوم یعنی «محیط یادگیری» به محیط نخستین یعنی خانواده نیز انتقال یابد و در آنجا هم مورد تمرین و تقویت قرار گیرد؛ این انتقال زمینه­های تثبیت و تحکیم انگیزش خلاقه را بیش از پیش فراهم آورد.

 

در واقع والدين از طريق درگير شدن در فعاليتهاي خلاق كودك در رشد خلاقيت او سهيم هستند. خانواده ها باید فرصتهاي لازم را براي سؤال كردن، كنجكاوي و كشف محيط به كودكان بدهند و هرگز آنان را تنبيه و تهديد نكنند. زمينه رشد خلاقيت در خانه زماني فراهم مي شود كه به كودكانتان آزادي زيادي بدهيد و به آنها به عنوان يك فرد احترام بگذاريد، از نظر عاطفي در حد اعتدال به آنها نزديك شويد و بر روي ارزشهاي اخلاقي و نه قوانين خاص تأكيد نماييد. محیط خانه را به صورتي درآوريد كه در آن فعاليت، بازي و خنده به مقدار زيادی وجود داشته باشد. شما و كودكانتان سعي نمائيد كارها را به روش هاي جديد و جالب انجام دهيد. با تشويق و تأييد رفتار كودك و فراهم آوردن زمينه هاي مساعد و تدارك بازيهاي دلخواه او، قدرت تخيل و خلاقيت كودك را تقويت كنيد. خيالپردازيهاي كودكان را سرزنش نكنید زيرا خلاقيت او را محدود مي سازید. 

 

 

 

 

 

 

 

تحقيقات نشان مي دهد كه والدين  كودكان خلاق در رفتار خود هماهنگي  بيشتري نشان مي دهند، كودكان خود را آنگونه  كه هستند قبول دارند و آنها را  به كنجكاوي درباره اشياء  و امور تشويق مي  كنند و كودكان خود  را در انتخاب  موضوعات مورد علاقه  آزاد مي گذارند و كارها و برنامه هاي آنان را تحت  نظر دارند و پي گيري مي  كنند. شايسته  است والدين  تا آنجا  كه امكان دارد كودكان  خود را مستقل بار آورده و در ايجاد اعتماد به نفس، آنان  را ياري كنند  و دستاوردهاي آنان را با آغوش باز پذيرا  شوند و هنگام شكست، به جاي سرزنش، راهنما و راهگشاي مشكلات  كودكان خود باشند، تا كودكان بتوانند ضمن  احساس ارزشمندي در انجام كارها، راه حل ها و عقايد غير معمول و دور از ذهن  را نيز بيازمايند، چراكه چنين  كارهايي پايه و مايه اصلي خلاقيت است.

 

اغلب  اوقات اگر كمي  وقت و حوصله  كنيم  متوجه وجود خلاقيت در بچه ها مي شويم. بهترين زمان براي اطلاع از خلاقيت كودكان ، تماشاي آنها به هنگام بازي  است. خلاقیت عامل مهم بازی است. كودك را در حالي كه آزادانه و فارغ البال  با مواد و اسباب بازيهايش  سرگرم بازي است تماشا كنيد. كودكان خلاق اغلب براي هر يك  از وسايل بازي خود  موارد استفاده متفاوتي پيدا مي كنند و قبل از اينكه  از وسيله اي  به سراغ وسيله ديگر بروند از آن به انواع مختلف استفاده مي نمايند. كودك خلاق اغلب از منابع خود به انواع و اشكال  مختلف و گاه حيرت انگيز  استفاده مي كند.ممكن است  يك جعبه خالي براي كودك خلاق  ارزشي به مراتب بيش  از بهترين و پيچيده ترين اسباب بازيها داشته باشد. کودکان خلاق می توانند با توجه به موقعیت و مکان خاص بازی را تغییر دهند، بازیهای جدید ابداع کنند، مقررات خاصی وضع کنند، رهبری بازی را در دست گرفته و با سازمان بندی منسجم په به صورت فردی و چه به صورت گروهی بازی کنند. بازی این گونه افراد از تنوع و گوناگونی آکنده بوده و می توانند با توجه به علایق خود و بازی کنان هدفهای بازی را اعمال کنند. در مقابل کودکانی که از خلاقیت بی بهره بوده و یا خلاقیت کمی دارند در بازی ها نقش پیرو را به عهده گرفته، خود را ملزم به رعایت کامل مقررات بازی می دانند، تخطی از قوانین را جایز نشمرده و بازی را بیشتر به عنوان وظیفه و کار تلقی می کنند تا وسیله ای برای رشد، بنابراین سهم آنها از لذت بازی کمتر از کودکان خلاق است.

 

ویژگیهای کودکان خلاق:

1. كودكان خلاق اغلب با آب  و تاب حرف مي زنند. ذكر جزييات يك ماجرا  و به تفضيل سخن گفتن  مي تواند نشانه قدرت  خيال و تصور زياد باشد.

2. دقت و توجه شدید در گوش  دادن، مشاهده كردن يا انجام دادن  كاري دارند.

3. شور و نشاط و مشغوليتهاي  شديد جسماني دارند. 

4. در صحبتهای خود از قیاس استفاده می کنند.

5. عادت به وارسی منابع مختلف دارند.

6. با دقت به اشیا و پیرامون خود می نگرند.

7. اشتیاق به صحبت کردن درباره كشفيات با ديگران دارند.

8. توانایی ابداع بازیهای جدید و تغییر در بازیها دارند.

9. کنجکاوی زیادی برای سردرآوردن از امور دارند.

10. در گفتار خود جسارت زیادی دارند.

11. سئوالات عجیبی طرح می نمایند.

 

انگيزه و خلاقيت كودک در محيط خانواده زماني از بين مي رود كه :

1- تاكيد بيش از حد والدين بر هوش و حافظه كودک

2- ايجاد رقابت ميان كودكان

3- تاكيد افراطي بر جنسيت كودک 

4- قرار دادن قوانين خشك و دست و پا گير در منزل

5- عدم آشنايي والدين با مفهوم واقعي خلاقيت

6- انتقاد مكرر از رفتارهاي كودک

7- بيهوده شمردن تخيلات كودک

8- عدم شناسايي علائق دروني كودک

9- عدم وجود حس شوخ طبعي در محيط منزل

10- تحميل نقش بزرگسال به كودک

 

برای افزایش خلاقيت كودكان باید:

1. هرگز کودک را تحقير نکنيم. کودکي که احساس حقارت کند هرگز دست به خلاقيّت نمي‌زند. 

2. محيطي مناسب براي انجام كارهاي خلاق آنها فراهم نماييد.

3. امكانات و وسايلي در اختيار آنها قرار دهيد تا به كمك آنها خلاقيت هاي خود را ابراز نمايند. به عنوان مثال وسايل موسيقي، نقاشي و طراحي و ...

4. كارهاي خلاق كودكان را تشويق كنيد و آنها را در معرض نمايش قرار داده و از ارزيابي بيش از حد آنان خودداري كنيد.

5. به عنوان بزرگسال، خود به انجام كارهاي خلاق بپردازید و اجازه دهيد كودكان شما شاهد كارهاي خلاق تان باشند.

6. به شيوه هاي آموزشي در خانواده خود توجه داشته باشيد.

7. براي كارهاي خلاق ديگران ارزش قائل شويد.

8. از تأكيد بر تصورات قالبي در خصوص جنسيت كودكان شديداً خودداري نماييد. ( به عنوان مثال دختر ماشين بازي نمي كند، پسر عروسك بازي نمي كند يا پسر گريه نمي كند.)

9. امكان شركت در فعاليت ها و كلاسهاي ويژه را براي آنان فراهم نماييد.

10. اگر مشكلات يا گرفتاريهاي در خانواده وجود دارد از آن مشكلات به شيوه مثبتي استفاده كنيد و با تشويق به كودك خود اجازه ابراز احساسات و اظهار نظر بدهيد.

11. توجه داشته باشييد كه استعداد فقط سهم كوچكي از خلاقيت است و تمرين و نظم بخشيدن به آن از اهميت بيشتري بر خوردار است.

12. اجازه بدهيد كودك خودش باشد حتي اگر رفتارهاي عجيب از او سر بزند و سعي كنيد در حضور جمع كودك خود را خلاق معرفي نكنيد؛ در غير اين صورت اطرافيان انتظارات بيش از حدي از كودك شما خواهند داشت.

13. با كودك خود شوخ طبع و مهربان باشيد.

 

 

 

 

خلاقیت در کودکان

حیات روانی انسان به نظامی مجهز است که ادامه سیستم دار آن موجب تداوم حیات سالم و توأم با فراغ است. اگر از این نظام تخلف و انحرافی پدید آید آدمی با مخمصه هائی که اغلب زحمت آفرین هستند مواجه خواهد شد، در این نظام به دو امر مواجهیم: یکی تجهیزات انسان و آن شامل امکانات و مؤیداتی در تربیت است که خداوند آن را در درون انسان بودیعت نهاده است مثل فطرت، غریزه، کنجکاوی، بینهایت جوئی، استعدادها و.. و دیگر سیستم دفاعی است که آدمی از این طریق قادر به ادامه حیات و حفظ صیانت وجود می شود. در برابر آلام و رنج های درونی موضع مناسب اتخاذ کرده و خود را از درماندگی ها نجات می دهد و ما این هر دو را در تخیل و خیالبافی انسان می بینیم.

 

مســــألۀ تخیــــل و اهمیت آن

از تجهیزات درونی انسان نیروی تخیل آدمی است و آن نیروئی سازنده است که سبب بسیاری از ابداعات و اختراعات است. تخیل نوعی فعالیت خلاقه است که در مقایسه، استدلال، تصور ذهنی با تعیین قدر و درجه وجود دارد. آدمی از مجموعه دیده ها و شنیده ها سعی دارد مونتاژهائی در ذهن انجام داده و آن را مجسم کند. مثلا" پس از دیدن اتومبیل و هواپیما سعی دارد قسمتهائی از آن را به هم پیوند داده و محصولی جدید در ذهن تصور کند و یا شیئی چون سماور را دیده و اینک آن را در ذهن به صورت در آورد. در اهمیت آن گفته اند که کلیه اختراعات و ابداعات محصول تخیل است. آن را از نیرومند ترین و همگانی ترین توانائی های بشری شمرده اند. زیرا هر کسی در طول عمر و زندگی خود تخیلاتی دارد و در سایه آن موفقیت هائی را به دست می آورد. این نیرو عاملی برای قدرت و خلاقیت و زمینه ساز بسیاری از کشف ها و سازندگی هاست. در سایه آن اختراع پدید می آید، شعر و شاعری و نویسندگی و رمان و هنر حاصل می شود، سخنان شورانگیز و حماسی پدید می آید و اعتماد به نفس حاصل شده آفرینندگی پدید می آید و در کل زندگی رضایت بخش، ارزنده و سعادتمندانه می شود. به همین نظر باید آن را پرورش داد و هم بی مایگی های زندگی را در اثر آن زدود.

 

انــــواع تخیـــل

از نظر علمی تخیل قابل دسته بندی به انواع زیر می باشد:

 

۱- تخیل حضــــوری: که بر اثر آن مطلبی را به ذهن آورده و تصور می کنیم مثل تخیل چهره فلان عالم. اموری که سابقا" عارض ذهن شده با همان جزئیات خود را نشان می دهند.

 

۲- تخیل اختــــراعی: که سبب فعالیت خلاقه می باشد. نوع اخیر یعنی تخیل اختراعی خود به دو صورت می تواند باشد:

 

الف ــ تخیـــل ادراکـــــی: یا خیال پردازی که منجر به اختراع و ادراک و کشف امور می شود و چنین امری تحت هدایت عقل است. و در آن فعالیت ذهن آزاد است و می تواند ترکیبات شگفت و بدیع پدید آورد و صور و معانی ارزنده ای ایجاد کند. تخیل اختراعی محصول جنبه های عالی ذهن و همراه با تفکر و استدلال و محصول آن سازندگی است. از نظر ما مربی وضیفه دارد چنین نیروئی را در کودکان پرورش داده و زمینه رشد آن را فراهم آورد.

 

ب ــ خیالبافـــــی: که نوعی هذیان و هرج و مرج در ذهن و همراه با تلون است و عقل و ادراک در آن راه نداشته و اراده در آن نقش و نفوذی ندارد. چنین حالتی عمل پست و ابتدائی ذهن به حساب می آید و محصول آن مقرون به حقیقت نیست.

 

مسئلـــــه خیالبافـــــی

بر این اساس خیالبافی نوعی تخیل انفعالی و یا تخیل آزاد و بی قید و شرط و نوعی صحنه پردازی ذهن است که در آن عقل و اراده نقشی ندارند و در داوری و اظهار نظر آن کنترلی نیست. هر آنگاه که ذهن فرد از امری ادراکی و عقلانی خالی بماند خیالبافی آن را پر می کند. در خیالبافی آدمی تابع آرزوهای خویش می شود و واقعیات را به گونه ای دیگر درک می کند. او ممکن است فردی مبغوض باشد ولی تصورش این است که همه او را دوست دارند. و با این تخیلات خوشایند می کوشد خود را شاد و خرسند نماید. آنچه را که او خیال می کند مقرون به حقیقت نیست و اغلب صورت گول زدن خود را دارد. و تنها فایده اش این است که نقش مسکن را برای آدمی ایفا می کند. همه آرزوها و تمایلات ارضا نشده او در عالم خیالبافی ارضا شدن و یا در حال برآورده شدن اند و این خود عاملی برای کاهش درد و رنج است.

 

فـــــرق خیالبافـــــی با رؤیـــــا

خیالبافی از دیدی همان رؤیاست زیرا شخص اعمال را در پندار انجام می دهد و در عالم خیال زمینه را برای رفع موانع و ناراحتی فراهم می آورد. محرک فرد در عالم رؤیا اغلب تمایلات و آرزوهای ارضا نشده اند و در عالم خیالبافی هم همین حالت وجود دارد. هم در رؤیا و هم در خیالبافی شکایات و خیالات رشد کرده و آدمی در ذهن خود حور و قصور  می سازد. دنیای تخیل و رؤیا برای افراد زیبا، غنی و پرمعنی است و تازه های آن برای فرد به قدری قابل وصولند که آدمی می تواند با چشم بر روی هم نهادن و با کوچکترین احساس ناکامی و اضطراب آن عالم را برای خود پدید آورده و محسوس نماید. فرق آن با رؤیا این است که رؤیا در خواب است و خیالبافی در بیداری. افراد خیالباف در بیداری، با آزاد گذاردن ذهن از عالم واقع دور شده و با آن فاصله می گیرند. چیزهای غیر قابل وصول را در دسترس خود می بینند. اینان در بین خواب و بیداری هستند و صورت ها طبق قانون تداعی معانی یکی پس از دیگری، بدون نظم و ترتیب و رابطه منطقی پدید می آیند و می روند. آری، خیالبافی نوعی رؤیا در بیداری است که برای ارضای تخیلی آرزوها و امیال ناکام مانده فعالیت می کند، آنچه در این مسیر عارض ذهن او می شود آن را واقعی پنداشته و در عین آگاهی از غیر واقعی بودن آن خوش است.

 

مـــــاهیت خیالبافــــــی

ماهیت آن را مکانیزم جبرانی، دفاعی و یا نوعی ارضای بدلی امیال سرکوب شده می دانند که در آن آدمی سعی دارد بدبختی ها، فلک زدگی های خود را از میان برداشته و در واقع و نفس امری که برای او دردناک است درو بماند. آن را نوعی تشفی آرزوها دانسته اند که منش و شخصیت محروم و حقیر شده آدمی در آن دخالت دارد. گواینکه در همین زمینه هم جای بحث وجود دارد. آدمی در سایه آن به گزینش نوعی جانشین برای زندگی می پردازد و عواطف و خواسته های ناموفق را موفق می نمایاند. گروهی ماهیت آن را نوعی بازی فکری دانسته اند که در آن کودک خود را در نقشی مورد علاقه قرار داده و هیجان انگیزتر از قهرمان واقعی به انجام رفتاری می پردازد. و هم بعضی آن را از کیفیات مغز به حساب می آورند که در آن آدمی از حالت اعتدال خارج شده و شیوه هائی برای رهائی از ملال برای خود تحصیل می کند و در کل آدمی در خیالبافی موفق به حل و فصل مشکلاتی می شود که امکان آن در حالت عادی وجود ندارد. 

 

نظــــر روانکـــــــاوان 

برخی از روانکاوان خیالبافی را عبارت می دانند از من رانده شده که به این مخلوق ذهن او ارتباط یافته است. و هم برخی دیگر آن را نوعی رجعت روانی ذکر کرده اند که در آن بازگشت خیالی و عاطفی به دوره کودکی مطرح است. در کل خیالبافی نوعی گریز روانی است که در آن تماس با واقعیت و یا روبرو شدن با مسئله برای افراد مشکل است و تن دادن به این حالت برای افراد جنبه کامجوئی و ارضای روانی دارد. به حقیقت روح انسانی با تخدیر خود و گریز از واقعیت می کوشد از ادراک رنج و درک ناکامی سر باز زند و از شدت احساس شکنجه و حسرت در خویش بکاهد. طبیعی است این حالت در مواردی پدید آید که آدمی از مقابله با مشکل خود را ناتوان احساس کند.

 

عمـــــومیت آن

از دیدی میتوان گفت که این حالت در همه افراد وجود دارد، با این تفاوت که دامنه و شدت آن بیش و کم دارد. این حالت قسمتی از بازیهای خیالی دوران کودکی هر کس را تشکیل می دهد و در آن هر کودکی خود را فردی مهم، زمانی مرده، گاهی ... احساس می کند. این فایده را برای کودک دارد که از اضطرابات او جلوگیری می کند، به نقشه های آتی کمک می نماید. در کل برای او زندگی شیرین و شاداب کننده ای را فراهم می نماید و کم اند کودکانی که چنین نباشند. در دیگر سنین هم خیالبافی رایج است تا حدی که 95% مردم و حتی دانشجویان بخشی از اوقات خود را در خیالبافی می گذرانند و در سایه آن دقایقی خود را سرگرم می کنند و این امر خاص طبقه ای از مردم نیست. همگان این چنین اند. با این تفاوت که افراد سالم سعی دارند خود را از این حالت بیرون آورند و به واقعیت نزدیک کنند و این کار برای بیماران روانی میسر نیست. خیالبافی در افراد مختلف به صورت های متفاوتی متجلی می شود. مثلا" در برخی از بزرگسالان جلوه آن را به صورت پناه بردن به مواد مخدر، زیاده روی در شهوات، رؤیاپرستی ها می بینیم و دیگران به صورت های دیگر. اینکه اصلا" خیالاتی نباشیم ممکن نیست ولی می شود آن را در خود و دیگران نسبتا" وحدود کرد.

 

جلــــوه های آن در افــــــراد

کودکان خیالباف این حالت خود را به صورت های گوناگون متجلی می سازند. شرح و بیان همه آنچه که در این رابطه قابل ذکرند میسر نیست، آنچه با رعایت اختصار می توان مطرح کرد بدین شرح است:

 

۱- به صــــورت تصــــورات:

افرادی که مبتلا به خیالبافی هستند تصوراتی دارند که برخی از آنها به قرار زیرند:

ــ تصور یک قهرمان شجاع، فردی ماهر با چهره ای قابل تحسین، بی نظیر و فوق العاده که همه مسائل و مشکلات او حل شده است و از عهدۀ همه مسئولیت ها برمی آید.

ــ تصور فردی مهم از تیپ مثلا" شاهزادگان که قادر به انجام فلان کار است و با اینکه می داند این تصور غیر واقعی است.

ــ تصور فــــردی متهم که دیگــــران می خواهند به حساب او برسند.

ــ تصور فردی مظلوم که مورد ستم و اجحاف قرار گرفته است.

ــ تصور فردی که اگر مثلا" جیب خرجی خود را خرج نکند و به کار اندازد صاحب میلیونها پول و مال خواهد شد.

ــ تصور فـــردی مهم که همه کار از او برمی آید و می تواند به مــوقعیتهای مناسبی برسد و قدرت همه کارها را دارد.

ــ تصـــور خلبانی که در آسمان در حال پرواز و مانور دادن است و دارد به نقاطی دور دست و رؤیائی سفر می کند.

ــ تصور فردی محبوب که همه دوست دارند او را در کنار بگیرند و وجود او را سبب سرور و شادمانی می دانند و برای او عظمتی قائلند.

 

۲- احساس آنها:

افراد خیالباف برای خود احساس ویژه ای دارند از جمله:

ــ احساس اینکه بیمارند و دیگران باید از او احوال پرسند و از او مراقبت نمایند.

ــ گاهــــی احساس می کند که مـــرده است و در عالم دیگــری در حال سیر است و مستحق رحمــت.

ــ زمانــی در عالم خیال خود را صاحب درد می داند و عملا" خویش را از جنب و جوش افتاده مـــی یابد.

ــ گاهـــی در عالم خیال دچار احساسات خصمانه نسبت به همه کسانی که نسبت به او بی مهری کرده اند.

ــ زمانی احساس ترس دارند و خیالبافی شان آنها را تحریک می کند که شبح هائی را در ذهن مجسم کرده و از ترس آن بگریزند.

ــ گاهی این احساس را دارند که همه حیوانات و گاهی همه کفش ها و لباس ها به صورت حیوان درآمده و می خواهند آنها را ببلعند.

ــ در مواردی احساس پرواز دارد که روی ابرها نشسته و در حال حرکت است.

 

۳- حالات آنهـــا:

کودکان خیالباف حالت عادی ندارند. گاهی چنان در خیال فرو میروند که با خود میگویند، میخندند، حرف میزنند و در این راه نیروی زیادی را مصرف میکنند.

ــ در عالم خیال به دیگران پرخاش کرده و یا در ذهن خود کسی را تنبیه می کنند و در حال انتقام گرفتن از او خود را در می یابند.

ــ در عالم خیال گاهی حالت امر و نهی می گیرند و زمانی حالت دلسوزی و حالت هیجان آمیز در این رابطه و از خود احساس رضایت دارند.

ــ در مواردی این حالت را به خود می گیرند که به ارضای امیال و تمنیات خود مشغولند و اسیر دنیای خویشند تا حدی که پذیرش واقعیت برایشان دشوار است.

ــ گاهی آنها حالت معاشرت و سخنگوئی با دیگران را یافته و در عالم خیال سرگرم صحبت و معاشرت با فردی موهوم می شوند.

 

۴- روحیه آنهــــا:

در حالت عادی کسل اند ولی در عالم رؤیا و خیالبافی شادند و خرسند. خیالبافی برای آنها پناهگاهی است که در سایه آن خود را شادان میسازند.

ــ بسیاری از آنها روحیه کودکانه دارند، به دروغگوئی معروف اند در حالیکه دروغ شان نوعی خیالبافی است که به صورت مرضی درآمده است.

ــ گاهی حالت خودستائی و به خود بالیدن دارند و کارها و افتخاراتی که ندارند به خود نسبت می دهند.

ــ روحبه شان روحیه ریاکاری، فخرفروشی، و همراه با پرگوئی و زمانی هم افسانه سازی است( که در این مورد بحث مستقلی خواهیم داشت ).

ــ روحیه موفقی برای خود پدید می آورند از آن بابت که در دنیای غیر واقعی خود را به همه آرزوهای خود دست یافته می دانند و جای و مقام و لذتی خیالی برای خویش فراهم می سازند. در عالم خود فرو می روند و با خیال خویش خود را سرگرم می کنند و برای خود موجبات غرور و خودبزرگ بینی را تهیه می بینند.

 

۵- در روابط:

اینگونه افراد به خود و دنیای خویش سرگرم اند. و بدین نظر ارتباط چندانی با دیگران ندارند و اگر هم زمینه ای برای ایجاد رابطه فراهم شود این امر آنان را خرسند نمی سازد.

ــ گاهی برای خود همبازی های خیالی تصور کرده و حتی به آنها نام و شخصیت خیالی می دهند و اعمال و صفات خاصی را به او نسبت می دهند.

ــ نیاز به فردی یا شیئی دارند که نقش مستمع را برای آنها بازی کند و مطلب شان را بشنود و این خود وسیله ای برای سرگرمی است.

ــ به سختی می توانند با مردم درآمیزند و مشکلات زندگی مردم را حل کنند. نقشه های افراطی و خیالی دارند که با واقعیت تطابق ندارد.

ــ و بالاخره خیالبافی به حقیقت وسیله ای است برای قطع رابطه با افراد و پدیده ها به گونه ای که تدریجا" از همه می گسلند و تنها به خود و اشیاء خود می پردازند.

 

تحلیـــل این جلـــــوه ها

جلوه های فوق نشان دهنده میلی ناهشیار به حل و رفع مشکلات، و برون ریزی نگرانی ها و در کل تخلیه خویش است. صورت های ذهنی که آنان برای خود درست می کنند ممکن است دارای ارتباط منطقی بوده و از واقعیت به دور باشند. جلوه های فوق در آدمی نشان میدهد که او چه می خواهد، از چه چیزهائی رنج می برد، چه مسائلی در ذهن او به عنوان مسائل اصلی و اساسی مطرح است اینان مصداق این نیم بیتی هستند که: شتر در خواب بیند پنبه دانه. در مواجهه با واقعیت ها ناتوانند و بدین نظر در عالم خیال خود را سرگرم حل مشکل و خود را در آن موفق و پیروز به حساب می آورند. خیالبافی ها اگر مکرر و پی در پی با شند مبین احتیاجات شدید و ناراحتی های شخص است و هنوز یاد نگرفته است که چگونه با مشکلات کنار بیاید و به چه صورتی آنها را حل کند و ضروری است به او رسیدگی شود.

 

مـــــوارد بـــــــــروز آنهــــــــا

بر این اساس که تصویر شد نیکو پیدا است که خیالبافی در چه مواقعی بروز می کند. در عین حال یادآور می شویم بروز آن در موارد زیر بیشتر است:

ــ در موردی که جهان حقیقی برای کودک بیش از حد تیره و غم انگیز باشد و او قادر به دریافت و تلقی درست از این جهان نباشد.

ــ زمانی که او از چیزی چون غذا، محبت، حمایت، امنیت و ... محروم باشد بخواهد آن را به دست آورد.

ــ در مواقعی که شدیدا" خشمگین شود و راه چاره را بر خود سد ببیند.

ــ زمانی که شوق به برتری جوئی در او اوج گیرد و مقاصدی لذت آور را در روان تعقیب کند.

ــ هنگامیکه نمره خوبی بگیرد ولی آنرا در دیگران نبیند.

ــ در مـــواردی که ترس و اضطراب و تعارض او را به زانو درآورد.

ــ زمانی که مورد تجاوز و تعدی قرار گیرد و راهی برای نجات پیدا نکند.

ــ موقعی که آدمی نتواند خود را با اصول و ضوابط درخواست شده منطبق سازد و یا نتواند به گونه ای طبیعی امیال و آرزوهایش را برآورده کند.

ـ زمانیکه والدین خود را در حال درگیری و نزاع مداوم ببیند و موقعیت خود را خطرناک احساس کند.

ــ هنگامی که همبازی ندارد و در محیط خانواده تنها و فرزند یکدانه است.

ــ و بالاخره زمانیکه دچار اختلال روانی شده و تعادل خود را از دست داده باشد.

 

خیالبافـــــی در سنیـــــــن مختلف

به ندرت می توان دریافت که آغاز بروز این حالت در چه سنی است. کودکان قبل از سنین 3 هم برای خود دنیائی دارند و در آن دنیا برای خود فتح و شکستی را تصور می کنند و یا در وضع و حالی خود را تصور می کنند که دیگران را تحت سیطره خویش دارند. همچنان گاهی خود را در قالب فردی شکست خورده و محروم می انگارند و ... ولی آنچه که در این بحث به قاطعیت می توان گفت این است که سن 3 سن خیالبافی است به ویژه در این رابطه که او در این مرحله موقعیت خود را به عنوان شخصیتی مستقل یافته است. در این سنین کودکان تجارب خیالی خود را حقیقت می پندارند و فرق بین این دو را نمی شناسند و به همین نظر ادعائی دارند که به نظر اولیا دروغ می آید. در سنین 3 تا 6 نیز هنوز زود است که کودکان تصوری درست از حقیقت داشته باشند و قضاوت های خود را به واقع نشان دهند. اگر چه در برخی از کودکان 5 ساله این حالت دیده می شود. در سنین 4ـ 7 این حالت ممکن است اوج بگیرد و هر چه در این سن بالاتر می رویم خیالبافی شدیدتر شده و حتی ممکن است به افسانه بافی بکشاند. در سنین نوجوانی و بلوغ خیالبافی ساختمان بنای زندگی آینده او را می سازد. او دائما" در حال خیالبافی است و برای عده ای ممکن است این حالت به صورت بحران درآید و آنها را از واقعیات به صورت کلی دور دارد. کلا" آنها در وضع و شرایطی هستند که از عوامل مشکل زا فرار کرده و به خیالبافی پناه می برند. افسانه سازی و قصه پردازی در آن فوق العاده مؤثر است.

 

تـــــوزیع این حالت

سخن این است که این حالت به چه صورتی در افراد گوناگون توزیع می شود. بررسیها نشان می دهند:

ــ این حالت در دختران بیشتر از پسران است زیرا توان موضع گیری شان در برابر مسائل کمتر است.

ــ در دوران کودکی در پسران زیاد است در سنین نوجوانی و بلوغ در دختران.

ــ آنها که توان فکری برای حل مسائل را ندارند به خیالبافی بیشتر پناه می برند.

ــ افراد حساس و آنها که سرشت عاطفی دارند بیشتر به پناه خیالبافی میروند.

ــ آنها که ترمز روانی دارند مثل کم روها و یا مضطرب ها، خود کم بین ها دارندگان احساس گناه بیشتر دچار این حالتند.

ــ آنها که شخصیتی درون گرا دارند، گوشه نشین هستند بیشتر گرفتارند.

ــ محرومیت دیده ها، ناکامی چشیده ها، سختی تحمل کرده ها بیشتر گرفتار این وضع اند.

ــ کودکان تیز هوش اگر دچار ناملایمی شوند بیشتر از دیگران خیالباف می شوند.

 

تیپ آنهـــــــا

اینکه اینان از چه تیپی هستند پاسخ این است آنان تیپ خاصی هستند. بر اساس بررسیها اغلب آنان:

ــ از تیپ خانواده های گرفتارند. خانواده هائی که تطابق اجتماعی شان بسیار ضعیف است و یا جاه طلبند و فرزندان خود را مبادی آداب می خواهند و امرو نهی شان شدید است.

ــ تیپ عزلت طلبند و اغلب در تنهائی رشد کرده و در تنهائی به سر می برند و توان تحمل واقعیت را ندارند و از روبرو شدن با مشکل عاجزند.

ــ اغلب آنها افرادی عجول، عاطفی، و دارای دلبستگی شدید در مسیر زندگی هستند و هیجان پذیری شان سریع است و حتی عده ای عصبی هستند.

ــ مرد عمل نیستند و در عالم خیال ناگزیرند ناکامیهای خود را جبران کنند. به ویژه که درباره خود دید و قضاوت درستی ندارند و نمی توانند خود را به همان گونه ای که هستند ببینند.

ــ دوستدار صحنه های هیجان انگیز و رقت آورند و قصه های هیجان انگیز آنها را اقناع می کند.

ــ افرادی هستند رنج کشیده، محرومیت دیده مورد ظلم و بدرفتاری واقع شده و حتی در مواردی دچار احساس گناه و شرم از آن.

ــ در محیط زندگی شان معقول نبوده و کمتر از این بابت توان مواجهه با مسائل را داشتند.

 

فـــــواید خیالبافــــــــی

بر خلاف اندیشه شایع خیالبافی در مواردی می تواند مفید باشد تا حدی که عده ای آن را عادت بد و یا نشانه اختلال هیجانی نمی دانند و معتقدند حالت عادی هشیاری است. فواید آن:

ــ پاره ای از تمایلات او ارضا شده تلقی می شود و زمینه برای تخلیه هیجانات فراهم است.

ــ گاهی کودک در سایه خیالبافی خود را به لذایذ می کشاند و خود را به هدف رسیده تلقی می کند.

ــ خیالبافی گاهی به کودک آرامش و سکون می دهد زیرا عالم خیال محدودیتی ندارد و آدمی در پرواز خیال خود را اقناع می کند مثلا" خود را در خلال جشن و برنامه حاضر می بیند.

ــ خیالبافی بهانه ای است برای کاهش اضطراب و ظاهر کردن احساس حقیقی و رفع تعارض.

ــ وسیله خوبی برای گذراندن وقت برای کودک است و زمان آن برای طفل لذت بخش است.

ــ عامل نجات از رنج و آلام و احساس بی کفایتی است.

ــ اگر جهت پیدا کنند شاعران و نویسندگان خوبی می شوند و آثار خلاقه از خود بروز می دهند.

ــ در حل عقده های روانی کمک کار خوبی برای کودک است.

ــ و بالاخره راه مفری قوی برای کودک است و او در شرایط ناکامی راهی می یابد که خود را از شرور و گرفتاریها دور سازد.

 

زیانهـــــــای آن

اگر خیالبافی به افراط کشیده شود و از مرز خارج شود دارای عوارض و زیانهائی است که ذکر و بررسی همه آنها در این بحث میسر نیست خیالبافی برای جسم و زیست انسان زیان بخش و عارضه ساز است آنچه با رعایت اختصار در این مقاله قابل ذکر است به قرار زیرند:

۱- در جنبـــه بـــدن:

افراد خیالباف در جنبه بدن زیانهائی می بینند از جمله اینکه:

ــ از فعالیت های بدنی عقب می افتند زیرا بی تحرک در جائی می نشینند و در عالم انزوای خویشند و از حرکت و جنب و جوش دور می مانند.

ــ بازی و حرکت که در رشد افراد شدیدا" مؤثر است در آنها وجود ندارد و حتی حال و هوای بازی با دیگران را ندارند.

 

۲- در جنبـــه روانــــــی:

خیالبافی در افراد این اشکال را دارد که آدمی را در سیلابی از فکر و خیال رها کرده و امکان تمرکز و دقت و بکارگیری اراده را از او سلب می نماید و این امر تا حدی به پیش می رود که زمینه ساز برخی از بیماریهای خیالی می شود. خیالبافی هر چند مفید باشد باز هم یک حالت ناسالم به حساب می آید. زیرا افراد را به توهم کشانده و از واقعیت دورش می کند. انرژی روانی در سایه آن رو به کاهش می گذارد و به جای بکارگیری تدبیر جهت حل مسائل نوعی ارضای مجازی برای آنها پدید می آورد. خیالبافی قدرت تمرکز دقت افراد را می ستاند قوای دفاعی را تهدید و مسموم می کند و آدمی را زبون و ناکام می سازد. عوامل معارض را که باعث رشد و پرورش فکر می شوند از او دور می دارد و آدمی را در تصور و خیال مقضی المرام می سازد.

 

۳- در جنبـــه عاطفـــــی:

خیالبافی گاهی حالات هیجانی برای کودک فراهم آورده و او را از حال تعادل خارج می سازد. آدمی خود را قهرمانی برفراز قله ولی در حال سقوط می بیند، یا در حال جنگ و ستیز با دشمنان که هیجان آن برای او زیان بسیاری دارد. در مواردی خیالبافی می تواند احساس شرم و گناه را افزایش دهد. شخصیت عاطفی را سست می کند با حالت خیالی ممکن است چیزی را زیباتر، سرور انگیزتر و بهتر در عالم واقعی ببینند. به جای اینکه عیبی را در خود بجوید و درمان کنند به جای دیگری نسبت می دهند. ارتباط فرد را با محیط و دیگران ناموزون می کند و نه تنها چیزی را در کسی برنمی انگیزند، بلکه ممکن است او را در انجام خیر باز دارد و یا کشمکش ها و نزاع ها را عمیق تر و ریشه دارتر سازد که این موجب بروز بدبختی های بسیاری است به ویژه در آنگاه که رفتاری ضد اجتماعی پدید آید.

 

۴- در حیــــات اجتماعـــــی:

بزرگترین خطر خیالبافی این است که طفل را از دنیای واقع دور می سازد از زندگی روزمره برکنارش می نماید و چنین کسی از روبرو شدن با زندگی و مبارزه با مشکلات آن عاجز و هراسان است و عقب نشینی او بیشتر می شود. زندگی در خیال آدمی را از انطباق اجتماعی دور می دارد، با مردم رابطه ای اندیشیده ندارند دل را به ارضای بدلی خوش دارند و حتی روابط ممکن است کینه توزانه و خصمانه باشد و این خود زیان دیگری برای افراد مبتلا است.

 

۵- و بالاخـــــره در کل:

خیالباف قدرت و نیروی خود را صرف خیالبافی می کند، در نتیجه توان آن را ندارد و یا نمی کوشد برای خواسته های خود اندیشیده و آنها را جامه عمل بپوشاند. در برابر عقاید مختلف می ماند و توان دفاع از فکر خود را پیدا نمی کند. در نتیجه با همه لذتی که از این امر برای او حاصل می شود باید آن را از خطرناکترین حالات برای افراد به حساب آورد.

 

خطــــر تداوم آن

خیالبافی تا سنین 4 سالگی امری عادی است و طفل را در دنیائی که برای خود ساخته سرگرم می دارد تا حدی که او گمان دارد در عالم واقع و حقیقت است. در ضمن این حالت برای او نوعی مکانیسم دفاعی است که در کاهش اضطراب و رهائی او در واقعیت های رنج آور مؤثر است. ولی ادامه آن اندیشه و تعقل کودک و درک رابطه علت و معلولی او را از کار می اندازد و از توجه به واقعیت دور می دارد. همین امور باعث می شوند که او بعدها در اجرای وظایف و تطابق خود با شرایط جامعه و قبول مسئولیت وامانده شود. تداوم خیالبافی زمینه را برای بروز بیماری اسکیزوفرنی در کودکان فراهم می سازد و این امر همچنان در فرد ریشه دار شده و در سنین بعدی برای او گرفتاری می سازد. او را چنان در رؤیا فرو می برد که از جهان واقعی دور مانده و نمی تواند پابه پای رشد به پیش رود. همچنین بعدها ممکن است این امر موجبی شود که امر بر خود او مشتبه شود و درباره خود نیز گرفتار بماند.

 

علـــــــل و عـــــــوامل آن

اینکه چه انگیزه ها و عواملی سبب می شوند که خیالبافی در کودکان پدید آمده و پا بگیرند از عوامل متعددی باید نام برد که به ظاهر چیزهای مهمی نیستند ولی در عمل برای کودک سرنوشت سازند. آن عوامل بسیار و از آن جمله اند:

۱- محـــــرومیتها:

کودکانی که در مسیر رشد دچار محرومیت های شدید شده و راهی برای نجات نیافتند ممکن است دچار این وضع شوند. چه بسیارند کودکانی که در زندگی دچار ناکامی هائی سخت شده اند، خواهش و آرزوئی داشته و برآورده نشده اند، و در نتیجه از این حالت سر در آورده اند. کودکانی که در خردسالگی از غذا محروم مانده اند، طعم امنیت را نچشیده اند و شاهد غذا و امنیت دیگران بوده اند در عالم خیال برای خود سفره گستردند و امنیت ساختند. انسان ناکام برای رهائی از فشارها و تنش های روانی و نجات از اضطراب به این مکانیسم دفاعی پناه می برد.

 

۲- شکستهــــا:

کودکانی که در مسیر زندگی و رشد دچار شکست و ناکامی شده اند، و مزه تلخ آن را چشیده اند و یا در سر راه رشد خود سرخوردگی هائی پیدا کرده و نتوانسته اند آن را در ذهن خود حل و توجیه کنند دچار همین وضع و موقعیت شده اند. در حقیقت شکست هم جلوه ای از محرومیت و ناکامی است.

 

۳- عامــــل فقـــــــر:

ناداری که جلوه تام و مهم محرومیت از امکانات است خود از عوامل نگران کننده ای است. کودکانی که لباس ندارند، مأوا ندارند، از پول توجیبی محروم اند، و یا اسباب بازی، خوردنی و آجیل و ... ندارند در ذهن خود قصرهای طلائی می سازند، در تن خود لباس های زیبا و گران قیمت می بینند و از این طریق خود را تسکین می بخشند.

 

۴- عامـــــل حســــادت:

که آن هم جلوه ای از احساس محرومیت از محبت است که به صورت بدخواهی بروز می کند. آنها در شرایطی قرار می گیرند که محبت و امنیت خود را غارت شده می یابند و در عین حال توان مقابله با آن را ندارند. عدم توان و قلت تجارب و گاهی نازپروردگی بر آن دامن زده و کودک را به خیالبافی و رؤیا می کشانند.

 

۵- احســـــاس حقــــارت:

کودکانی هستند که دائما" در معرض مقایسه ها هستند و از اینکه نمی توانند با دیگران رقابت کرده و یا بر مشکلات فائق آیند احساس حقارت می کنند. نگرانی های ناشی از آن چنان کودک را احاطه می کند که تمام زندگی او را تحت الشعاع قرار می دهد. او به عالم خیال پناه می برد تا در آن عالم خود را قدرتمند احساس کند. ممکن است این احساس حقارت ناشی از سرزنش و طرد افراطی والدین فرزندان خود را به خاطر جنس باشد و کودک حساب کند که مورد اعتناء نیست و بی آبروئی برای او قائل نیستند برخلاف جنس مخالفش برای او حسابی باز نمی کنند. او ناگزیر به خیالبافی کشانده می شود تا آرامشی بیابد.

 

۶- تــــرس شدید:

ترس های شدید آدمی را به چاره جوئی می کشانند و خیالبافی می تواند از این بابت هم برای کودک نوجیه داشته باشد. همچنین ترس از تنبیه پدر یا معلم در صورتی که تصور آن برای کودک غیر قابل توجیه باشد او را به خیالبافی می کشاند.

 

۷- احســــاس گنــــاه:

کودکانی که گناهی را مرتکب شده و از بیان و آشکار شدن آن وحشت دارند و نفس گناه برایشان عقده ای ساخته است ممکن است از خیالبافی سر در آورند. احساس تقصیر گاهی ممکن است ناشی از یک تخلف باشد و خیالبافی نشانه ای برای نشان دادن میل به برگشت از وضع موجود است و پاک کردن خود از گناه.

 

عــــوامل دیگـــر

از عــــوامل دیگـــر در این زمینه می توان موارد زیر را ذکر کرد:

ــ اختلال روانـــی از نوع بیماری میتومانی و گاهـــی عارضه های شناخته نشده در این زمینه مؤثرند.

ــ پرخواهی و پرتوقعی و عدم آشنائی به محدودیت ها و حقایق موجود زندگی خانوادگی.

ــ خیالبافی افراط آمیز والدین که رفتارشان برای کودک بدآموز است.

ــ دوری از جمع و انزوا برای افرادی که سنین نوجوانی و بلوغ را می گذرانند.

ــ حقایق تلخ زندگی و رسیدن به بن بست در آنچه که مورد خواسته و توقع اوست.

ــ وجود تضاد و تعارض در زندگـــی به گونه ای که قابل حل نباشد و ذهن او را به خود مشغول دارد.

ــ فشار و تحریک غرائز و عدم امکان برآورده شدن آنها برای آدمی.

ــ غـــــرق شدن در ادبیات و رمان و شعر و یا بروز حالت خلسه در افـــراد.

ــ نداشتن سرگرمـــی مناسب و اشتغال مــورد نیاز که خود فکـــر و ذهن را به هــر سوی می کشاند.

 

اقدامـــــات درمانــــــی

اینکه در زمینه درمان و رفع این عارضه چه باید کرد راههائی به اختصار قابل ذکرند که اهم آنها به قرار زیرند:

۱- بررسی عوامل و ریشه ها و دریافت این مسئله که چه چیزی باعث بروز و ظهور این حالت در کودک شده است.

۲- رفع عوارض از عامل شناخته تا حدود امکان و هم تفهیم کودک که تا این میزان برای او کار و تلاش کرده اید و به این صورت او را به حقیقت امر آشنا سازید. در این راه باید تلخی های زندگی را از میان بردارید، با دشواری ها مبارزه کنید، محرومیت را از او بزدائید، حقارت ها را جبران کنید، او را بر ترس غالب سازید و احساس گناه او را با توبه بشوئید.

۳- تطابق دادن او با واقع و این امر از طریق آشنا کردن او با واقعیت، واداشتن او به لمس حقایق و تذکر به او که برای خیالات اعتباری قائل نشوند، سپردن مسئولیت های عملی به کودک که واقعیات را حس و لمس کند، حتی گاهی او را به گردش ببرید، به بازی وادارش کنید، بکوشید به کارهای دست جمعی او را وادار سازید.

۴- آمـــوزش کــودک و تذکر به او که بین وهم و خیال و واقعیت فرق بگذارد، اشکالات امور را دریابد، راه حل ها را در اختیار بگیرد، واقع بین باشد.

۵- درمـــان پزشکــــی برای آنها که انقلابــ-ی روانی دارند و یا حساسند و زود به هیجان می افتند.

۶- روان درمانــی، مشاوره و روان درمانی در این راه بسیار مؤثر است و هم واداشتن فرد به حرکت و کوشش و جست و خیز تا او خسته شود و به خواب رود بیداری نکشد تا به خیالبافی نیفتد.

 

عــــــــــوامل کمکــــــی

در طریق درمان و اصلاح عوارض می توانید از عوامل کمکی متعددی سود بجوئید که از جمله آنها عبارتند از:

۱- تربیت مشاهده کودک تا او بتواند واقعیت ها را بهتر ببیند و دریابد.

۲- ایجاد رابطه و هماهنگی بین چشم و دست و اعضاء تا دریابد در چه شرایط و موقعیتی است.

۳- دادن کار عملی چون کاردستی، تهیه گزارش از دیده ها و یافته ها.

۴- واداشتن به ساختن و به عمل آوردن، نقاشی کردن، طراحی، بازی طبق برنامه و دستورالعمل، جمع آوری اشیاء و نمونه ها.

۵- تقویت منطق و استدلال تا امکان بررسی امور برای او باشد.

۶- آموزش شیوه حل مسائل به گونه ای که خود را در این زمینه توانا ببیند نه گرفتار.

۷- نجات او از عقده ها، نابسامانی ها و مشغله های فکری بی حساب.

۸- تغییر محیط و وارد کردن او در شرایطی که در آن بتواند بدرخشد و عرضه و لیاقت خود را نشان دهد و البته محیط جدید ناشناخته باشد.

۹- تقویت روحیه و مخصوصا" تفکر و تعقل و اراده او و داشتن اعتماد و جرأت.

۱۰- تلاش به اجتماعــی شدن و پرهیز از درونگرائی. اصولا" حیات جمعی عامل توجه به واقعیتهاست.

۱۱- پرهیز از تمسخر و مشاجره و تنبیه که آنها مسائل او را حل نمی کنند.

۱۲- تحت قیدآوردن او به گونه ای که در مسیر انجام وظیفه قرار گیرد و طبق برنامه شما عمل کند.

 

تذکـــــــــــر و هشــــــــــدار

دیدیم که تخیل مورد تأیید است نه خیالبافی، آن یک عامل خلاقیت و این یک عامل هدر و اتلاف. طفل از طریق سخنها، گفتار و رفتار، و هم از طریق بازی و در برخورد با اشیاء وضع خود و حالت خود را در این زمینه نشان می دهد. خیالبافی باید اصلاح شود ولی برای آن به خود پریشانی راه ندهید. زیرا روانشناسانی چون لوکار خیالبافی را در نزد اطفال امری طبیعی می دانند و اگر بدون ضایعۀ عضوی باشد برای آن نگرانی ندارند. در عین حال باید بدانیم از نظر علمی آن خیالی خوب است که آدمی را به نتیجه ای مطلوب برساند نه آنکه او را مشغول سازد و یا آرامشی تصنعی ولی بی ریشه برای انسان پدید آورد. سپردن مسئولیت و واداشتن به کارهای عملی مخصوصا" در سنین 4ــ 7 به عقیده گزل می تواند آدمی را از خطری که در انتظار اوست رهائی بخشد.