خاطرات دو پسر کاکل زری


+ شعر کوچولو موچولوها

 

 

شعر برای کوچولوهافرشته

ماهی کوچولو

از راه دور اومدی
چشمه به چشمه جو به جو

با بالهای نازکت
ماهی سرخ کوچولو
دلت می خواست بزرگ بشی
تو دریاها شنا کنی
پایین بری بالا بیای
موجارو جابه جا کنی
بگو چی شد یه مرتبه
افتادی تو تنگ بلور
نباشه دستی که بخواد
بمونی از ماهیا دور
غصه نخور نمی زارم
بمونی تو تنگ خونه
برت می گردونم یه روز
دوباره توی رودخونه

 

***************************

نور نشاط

اتل متل پاورچین
دستمال آبی ورچین
بیا بیا تماشا
بیا به دیدن ما بیا به دیدن ما
بابای آق ولی من تپلم
آره عزیزم تو تپلی
دسته گلم ، بله نوه جون دسته گلی


 

 

من تپلی نه بال دارم نه پر دارم

مثل کلاغ این درخت
غارغار
از همه جا خبر دارم
خبر خبر
پسرم مزنگوشه بازیگوشه
هم زبل و هم باهوشه
چه با هوشه و چه باهوشه
من منم ابراهیم آقا،
اصغر جون بفرما، آره بفرما
اجازه آقا ، اجازه.
ما اصغر آق ولی ، همسایه تپلی
خیلی خوب بابا کتم را ول کن.
اتل متل پرنده
قصه و شعر و خنده
بیا بیا تماشا
بیا به دیدن ما

 

 

 

 

 

 

 

 

********************************

 

بستنی ها

خبر خبر گم شده
لنگه جوراب چوبی
هر کی که پیداش کنه
کرده به چوبی خوبی
پیرهن قیفی ام نیست

 


گم شده توی خونه
خبر بده به قیفی
هر کی جاشو میدونه
می خوان برن مهمونی
اونا لباس ندارن
این دو تا بستنی ها
هوش و هواس ندارن
جوراب این یکی نیست
پیرهن اون یکی هست
معلوم هردو هستند
یه خورده نامنظم

***************************

 

خونه مادربزرگه

خونه مادر بزرگه هزار تا قصه داره
خونه مادر بزرگه شادی و غصه داره
خونه مادر بزرگه حرفای تازه داره
خونه مادر بزرگه گیاه و سبزه داره
اینجا یک جنگل زیباست

اینجا یک برکه تنهاست
اینم عنکبوت دانا
قورباغه آواز می خونه
سنجاب هر چی رو میدونه
لاک پشت هم فراونه
عروسکا عروسکا کجائین کجائین
مادر بزرگ هادی هدی بیائین
عروسکای قصه این
نون و پنیر و پسته این

 

 *****************************

خرگوش کوچولو

 خرگوش من چه نازه

گوشاش خیلی درازه

موهاش سفید و نرمه

مثل بخاری گرمه

دستاشو پیش می یاره

رو هم دیگه می زاره

چون ناخونش درازه

به پنجولاش می نازه

 می خوره برگه کاهو

 

 

می دوه مثل آهو

اصلا صدا نداره

به هیچکی کار نداره

 

 

*****************************

 نماز

پیش از طلوع خورشید                                                                وقتی سپیده سر زد
وقتی پرنده شب
از بام خانه پر زد
برخواستم من از خواب
رفتم وضو گرفتم
دست دعا گشودم

یاری از او گرفتم
از پشت بام مسجد
آمد نوای توحید
بار دگر دل ما
نور نشاط بخشید
من جا نماز خود را
آهسته باز کردم
آنگاه با خدایم
راز و نیاز کردم

 

 

 *****************************

بچه های جهان

دنیای ما دریاست
هر بچه ای ماهی است
دریای بی ماهی
یک ذره زیبا نیست
هر ماهی دربا
رنگی به خود دارد
بعضی سیاه و سرخ

 

بعضی سپید و زرد
این ماهیان باهم
یکرو و یک رنگند
بیگانه با کینه
بیگانه با جنگند
آنها نمی خواهند
دریا شود بی آب
از غصه می میرند
در خشکی و مرداب
حیف است اگر ماهی
باشد ز دریادور
ماهی گریزان است
از تنگ آب و تور
زیبایی ماهی
زیبایی دریاست
با آب و آزادی
دنیای ما زیباست

***************************************

خورشید خانم

خورشید خانم دوباره
مهمان خانه ماست
مثل همیشه روشن
مثل همیشه زیباست
با دستهای قشنگش
ناز میکنه گل ها را
وقتی گلها میخندند


حس میکنند خدا را
گلهای سرخ باغچه
جان میگیرند دوباره
خورشید مو طلایی
حرفهای تازه داره
کاش که همیشه خورشید
از تو برام بخونه
حتی شبهای تاریک
تو آسمان بمونه

 

 

 ****************************

رنگ و وارنگ

فصل پاییزه ، هی
برگا می ریزه ، هی
سرد هوا خیلی دل انگیزه
تو آسمونها ، هی
صدای بادها ، هی
خبر میده از سوز سرما
روی درختا ، هی


پر از کلاغه ، هی
به جای بلبل
خونه زاغه
اینجا و اونجا هر جا
وای که کلاغه

 

 

 

 

 ***************************************

 کلاغ

آقا کلاغه بر شاخه نشست
غار و غاری کرد بالهاش را بست
بیچاره کلاغ دلتنگ و غمگین
خسته شده بود از دود ماشین
بال و پرش را به من نشان داد
پر کشید و رفت با داد و فریاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

****************************

مداد رنگی

سلام مداد زردم
بازم نقاشی کردم
آهای مداد آبی
بیداری یا که خوابی
آسمونو آبی کن
روزشو آفتابی کن


میخوام چمن بکارم
مدادشو ندارم
چمن که آبی رنگ نیست
زرد که باشه قشنگ نیست
مداد آبی و زرد
باید به هم کمک کرد
رنگ شما هر دو تا
میشه یه سبز زیبا
رنگ روهم بذارین
اینجا چمن بکارین

 

 

**************************************

چراغ راهنمایی

چراغ راهنمایی ام
کنار این خیابانم
پای خیابان شما
سالهای سال مهمانم
چشمهای من سبز و زرد و قرمز
چشمهای من پر از صدای های و هو
صدای بوق و ترمز


وقتی که قرمزم به تو میگویم ایست
که حالا نوبتت نیست
سبز که میشم به رنگ سبز برگها
حالا میگویم بفرما
موقع ایست ماشینهاست
یواش برو یواش بیا

***********************************

غنچه ها رو نکنیم 

 گل سرخی زیبا
تو گلا پژمرده
باد و طوفان شاید
غنچه اش را برده
تازه و کوچک بود
سبز و نشکفته و ترد
نکند دست کسی

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غنچه را با خود برد
گوش کن میخواند
گرم و زیبا بلبل
دوستانش هستند
غنچه های یک گل
کاشکی هیچکسی
نکند آنها را
تا ببینند همه
همه گلها را