خاطرات دو پسر کاکل زری


+ شروین در مهد کودک

 

سلام قلب

براتون نوشتم که شروین کوچولو به مهد کودک می ره و شایان خان هم از مهر قرار بود به اون ملحق شه ولی بخاطر اینکه این دو تو وروجک رو نمی تونم با هم به مهد ببرم تصمیم گرفتم که یک روز درمیون اونا رو به مهد ببرم تا هم شروین و هم شایان یک روز در میون در فضای خانه و فضای مهد کودک قرار گیرند

 شروین کم کم داره غذا خوردن رو یاد می گیره امروز یاد گرفته که قاشق رو دستش بگیره و من سعی می کنم که خیلی حوصله به خرج بدم تا شروین کوچولو از غذا خوردن لذت ببره من سعی می کنم اون رو در صندلی کودک بزارم و غذاش رو جلوش بزارم با اینکه غذاش رو می ریزه و لباس هاش رو کثیف می کنه ولی حتی یه قاشق غذا خوردن اون برای من لذت بخشه من دلم می خواد که اون غذاش رو خودش بخوره و سعی نمی کنم که به زور بهش غذا بدم البته بعضی مادرا در مهدکودک این اشتباه رو می کنند و به زور و جبر به کودکشون غذا میدن و غذا دادن اونا به کودکشان تماشایی است.

مادرا موقع ظهر که میشه همه یه کاسه و یک قاشق به دستشون و کودک بدو مادر بدو تا یه قاشق غذا به زور بخوره

البته نمی گم شروین خوب غذا می خوره و شاید اصلا میلی به غذا نداشته باشه ولی همین که کاسه غذا رو جلو روش می زارم و با قاشق و کاسه بازی می کنه همین باعث می شه که چند دقیقه ای از این کار لذت ببره  و چه بسا یک مقدار از غذا رو هم دهانش بزاره چون اصولا بچه عادت داره که اشیا رو در دهانش بزاره.

عکس های شروین رو براتون گذاشتم این پایین ببینیدقلب

عکس های شایان هم براتون می زارمقلب

شروین در مهد کودکقلب

 

شروین کوچولو یاد گرفته که دمپایی هاش رو خودش پاش کنه من سعی می کنم اون رو بعد از غذا در حیاط مهد کودک بچرخونم و وقتی اون رو به داخل حیاط می خوام ببرم یکی از دمپایی هایی که اندازه پاش هست رو جلوش می زارم تا پاش کنه البته این کار خیلی طول می کشه و شاید ده پانزده ثانیه طول می کشه که بخواد دمپایی هاش رو بپوشه ولی از این کار لذت می بره بعدش با دمپایی هاش تو حیاط راه می ره و وقتی دمپاهیاش از پاش در می یاد دوباره پاش می کنه

شروین در حیاط مهد کودک

 

 

 

بازم به وبلاگ من سر بزن خوشحال می شم