خاطرات دو پسر کاکل زری


+  

سایت جدید شروین و شایان

2pesar.blogdoon.com

نویسنده : یلدا ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+  

لبخندسلام به همه نی نی ها به مامان نی نی ها و خسته نباشید به باباهای مهربونشون

کاکل زری های من دیگه مثل دو تا دوست با هم زندگی می کنند البته شروین صبورتر  از شایان خانه و همین باعث محکم شدن دوستی اوناهست اونا بعد از مهد کودک تو منزل مثل دو تا داداش مهربون با هم بازی می  کنند من هم سعی می کنم اونا رو با بازیهای گروهی آشنا کنم مثلا عمو زنجیر باف و اتل متل توتوله گاو حسن چجوره و ... این روزا که ماه پر برکت رمضون از راه رسیده من سعی می کنم هر روز یه سوره کوتاه از کتاب مقدس قرآن مجید رو براشون به قرائت بخونم و احساس می کنم که شروین خیلی علاقه مند شده که قرائت قرآن رو یاد بگیره چون وقتی من می خونم اون می یاد پیش من می شینه و به دقت گوش می کنه و اینقدر تو بهرش می ره که من لذت می برم

 

البته شایان هم کمی خوشش می یاد اما بازیگوشی نمی زاره که بشین و گوش بده و مرتب شلوغ می کنه

 اونوقت شروین انگشت اشاره اش رو روی لباش می زاره می گه ساکت گوش بده شایان مگه نمی بینی مامانی داره آواز می خونه شروین با مهربونی هاش تو منزل شایان رو رام خودش می کنه البته این ضرب المثل که می گن یکی باید آب باشه و یکی َآتیش واقعا حقیقت داره در واقع شایان خان آتش و شروین آب و اصلا نمی تونم تصور کنم که اگر دو تا شون آتیش بودند چه بلایی سر همدیگه می آوردند شروین با مهربونی و زبون خوش شایان رو رام می کنه و نمی زاره دعواشون شه و هر وقت بین اونها دعوای جزئی پیش می یاد این شروینه که با محبت سعی می کنه مشکل رو حل کنه

 هر چند شایان گاهی اوقات زیر بار نمی ره و باعث می شه که شروین بیاد و به من شکایت کنه منم به شروین یاد دادم که فقط یکبار باهاش با ملایمت رفتار کن اگر قبول نکرد اون هم مثل خودش رفتار کنه بهش می گم  تو نباید بزاری حقت ضایع شه، معمولا شروین اسباب بازی هاش رو بهتر نگه می داره و این شایان خان هست که بعد از خراب شدن اسباب بازیش می یاد سراغ شروین جون و می خواد مال اون رو ازش بگیره در واقع می خواد اسباب بازیش رو تصاحب کنه اما خوب من بهش یاد دادم از خودش دفاع کنه و با تمام وجود از اسباب بازیش محافظت کنه البته الان شایان بهتر شده و به این نتیجه رسیده که اگر اسباب بازیش رو خراب کنه دیگه نمی تونه مال شروین رو صاحب شه چون اون از خودش و اسباب بازیش به خوبی دفاع می کنه و نمی زاره که دست شایان به اسباب بازیش برسه

 اما با این حال شروین خیلی مهربون و باگذشته و همیشه سر این مسائل کوتاه می یاد برای همین هم هست که من و بابایی بهش می گیم سالار خونه. وقتی بابایی از راه می یاد این شروینه که به بابایی سلام و خسته نباشی می گه و شایان فقط به دست بابایی نگاه می کنه که خوراکی یا اسباب بازی رو که براشون خریده بقاپه، البته قصد من فرق گذاشتن بین دو تا وروجک نیست بلکه می خوام فرق دوقلوها رو براتون بگم اینکه شروین بزرگتر از سنش به نظر می یاد و بر عکس شایان هنوز سعی می کنه خودش رو برای ما لوس کنه و مرتب مثل دخملا ناز می کنه و بیشتر اوقات با لجبازی می خواد حرفاش رو به کرسی بشونه یکی از نمونه های بارز از اخلاقهای بد شایان خان که قبلا حسابی رو اعصاب من می  رفت اما حالا بی خیال شدم  این که به محض چیده شدن میز شام ایشان فوری به اتاقشان نزول اجلال می فرمایند و نه با خواهش و نه با تشر و دعوا راضی به بازگشت به میز شام نمی باشند و دقیقه نود از اتاقشون بیرون می یایند و غذای سرد شده خود را میل می کنند این یه اخلاق بد از شایان خانه، دومین اخلاق بدش هم اینه که صبحا تا دقیقه نود خوابه به محض اینکه می خواهیم از منزل بیرون بزنیم تازه یادش می یاد بیدار شه تازه اولش با هزار قر و قمیش برای دستشویی رفتن اماده می شه و تازه آقا می خواهند صبحانه بخورند و من باید با عجله به ایشان صبحانه بدم در حالی که شروین جون صبح ها زودتر از خواب بلند می شه به موقع به دستشویی می ره و به کمک من دست و صورتش رو می شوره بعدش به موقع صبحانه اش رو می خوره و به موقع حاضر می شه البته با تمام این حرفها شایان کوچولو خیلی تو دل برو هست و من اصلا دلم نمی یاد این بچه رو دعوا کنم در واقع به کارهاش عادت کردم و می دونم که اصرار کردن برای کاری باعث لجبازی می شه بنابراین اون رو به حال خودش گذاشتم اون خوشش می یاد اینطوری زندگی کنه. در واقع این دو تا وروجک برای من خیلی عزیز هستند و من هم به رفتارهاشون عادت کردم . اگر یه روز شروین بخواد مثل شایان بشه شاید خانواده ما قبول نکنند که اون این رفتار رو بکنه اما شایان خان رو همه فامیل می شناسند البته اینقدر توی فامیل محبوبیت داره که همه ناز این آتیش پاره رو می کشند و هیچ کی هم از رفتارهای اون شاکی نمی شه چون همه می گن شایانه دیگه، اما شروین خان هم توی فامیل به عنوان پسر مهربون شناخته شده در واقع این دو تا وروجک یه جوری خودشون رو توی فامیل جا کردن البته در مورد شایان خان وقتی اسم شایان می یاد همه براش قش می کنند نمی دونم این شیطون بلا با این همه لجبازی و اخم کردناش و اذیت کردناش چطوری تونسته دل همه فامیل رو ببره  شاید چهره مظلوم اون باعث شده البته دل منم یه جورایی برده چون هیچ وقت دلم نمی یاد دعواش کنم فقط وقتی خیلی داداشی رو اذیت می کنه من می زارمش تو اتاقش رو در اتاقش رو می بندم بعدش بهش می گم اگه پسر خوبی باشی در قفل نیست می تونی بیای بیرون اما لجبازی نمی زاره که اون در اتاق رو باز کنه یه کم نق می زنه و بعدش ساکت می شه و تو اتاقش مشغول شیطنت می شه بعد از یک ربع از اتاق می یاد بیرون و سعی می کنه که بی سر و صدا بازی کنه خوب شایانه دیگه چکار می شه کرد.

 

نویسنده : یلدا ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک